قدرت عادت (نحوه شکل گیری عادت و ترک آن)!

5
(3)

همه چیز در مغز ما اتفاق می افتد.

برای اینکه بدانیم یک عادت چگونه شکل می گیرد ، باید ببینیم در مغز ما چه اتفاقی رخ می دهد.

فرایند مغز در سه مرحله خلاصه می‌شود :

  • یافتن یک سرنخ.
  • شکل‌گیری یک جریان عادی فیزیکی ، احساسی و یا ذهنی.
  • پاداش که ذهن تصمیم می گیرد در آینده این حلقه را یادآوری کند.

به این صورت است که ذهن سر نخی را می یابد ، به پاداشی فکر می کند که قبلا از این سرنخ عاید او شده است، جریان فیزیکی ، احساسی یا ذهنی اتفاق می افتد.

چرخه عادت
سرنخ،جریان،پاداش

 

  1. عادت ها با تکرار این حلقه شکل می گیرند
  2. عادت ها همیشگی نیستند و قابل جایگزین کردن یا ترک کردن هستند
  3. عادت ها فراموش نمیشوند در مغزمان رمزنگاری شده و در زمان مناسب خود یادآوری می شوند
  4. مغز ما نمی تواند میان عادت های خوب و بد تفاوتی قائل شود و فقط همیشه دنبال سرنخ ها و پاداشها است
  5. ایجاد همه عادتها به یک شکل نیست
  6. عادت ها به همان اندازه که برای ما مفید هستند گاهی نیز می توانند خطر آفرین باشند
  7. عادت ها با وجود قدرت بسیاری که دارند ظریف و جزئی هستند گاهی می‌توانند بدون آگاهی ما یا زمانی هم به صورت ارادی شکل بگیرند
  8. عادت ها در بیشتر مواقع بدون اجازه ما رخ می دهند بیشتر از آنچه که متوجه اش باشیم در زندگی ما موثر هستند
  9. قدرت زیاد عادت ها باعث می شود تا مغز ما با استثنا قائل شدن دیگر بخش ها از جمله شعور به آن وابسته باشد

    چیزهایی هستند که به حلقه عادت کمک می کنند.

  • اشتیاق

نقش اشتیاق در حلقه عادت:

  • در حلقه عادت ایجاد اشتیاق، سرنخ و پاداش را دارای یک مفهوم می‌کند و به حلقه عادت قدرت می بخشد.
  • اشتیاق عامل به جریان انداختن عادت هاست .

قانون طلایی تغییر عادت : نمی توان عادت بد را از بین برد فقط می توان تغییرش داد .

  • باور

  • عامل دوم باور است باور به معنی ایمان به خدا و نیروی فرازمینی و ایمان به خود است .
  • باور می تواند حلقه عادت تغییر یافته را همیشگی کند . باور به اینکه این کار شدنی است و ما می توانیم.
  • جامعه باعث ایجاد باور می شود.  بودن در گروه باعث می‌شود فرد متقاعد شود که می‌تواند همانطور که دیگران توانسته اند.
  • تغییر در میان دیگران رخ می دهد و زمانی واقعی به نظر می‌رسد که بتوانیم آن را در چشم دیگران ببینیم

ترک عادت

 

برای ترک عادت عامل محرک یا همان سرنخ و پاداش هیچ تغییری نمی کند و فقط جریان عادی جدیدی ایجاد می‌شود و در رفتار تغییر ایجاد می‌شود.

ذهن توانایی تغییر برنامه‌اش را دارد و فقط کافی است نسبت به آن آگاهی داشته باشیم پس باید اول علت ایجاد جریان را بشناسیم : عامل اول آگاهی است .

اینکه بدانیم در پی چه اتفاق یا سرنخی ذهن ما به سمت جریان عادی می رود .

آگاهی کمک بزرگی به ما می کند.

به طور مثال برای ترک عادت سیگار ، ابتدا باید بدانیم چه عامل محرکی سبب این کار می شود .

قدم اول این است که فرد تمام شرایطی که سبب می شود به سمت سیگار گرایش پیدا کند را بیابد و آنها را یادداشت نماید.

گام دوم جایگزین کردن عادت قبلی با عادتی است که پاداش تقریبا یکسانی به فرد می دهد.

گام سوم تکرار و تمرین است.

 

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *